16اردیبهشت94
بازم سلام .
گفتیم پستی برای پسرکمان هم بگذاریم و شرحی حالی عرض نماییم. علی کوچولومان تقریباً از 6 ماهگی جلوس می نمایند و می نشینند و از آن زمان تا اکنون که نه ماهشان تمام شده است تقریباً حرکتی ننموده است و البته فقط بر می گردد و اندکی کرال می رود و چون می بیند پیشرفتی نداشته اشک می ریزد و بنده را فرا می خواند.
روزهای اول مهد پسرکمان هم بد گذشت و یه هفته طول کشید تا به مهد و فضای آن عادت کند. جدیداً هم شب بیداری هاش زیاد شده و تا چش وا می کند مادر می خواهد و تغذیه شبانه.
بسیار با خواهرجان ایاق و صبح ها که معمولاً برای عزیمت به اداره زودتر از خواهرش بیدار می شود با صداهای خاص خودش خواهرش را صدا می زند که چی؟"بلند شو بریم اداره مامان کار داره
"
اصوات "به به، دد، بابا" از خودشان در وکنند. هر چه بزرگتر می شوند هم به شیطنت هایش اضافه می شود و بنده در گیرودار این خواهر و برادر می باشم همی
ببخشید بعد مدت طولانی خیلی نمی توانم برایتان بنگارم همی قلم سنگین است که آن هم هم آوای قلبم است...



16اردیبهشت94 

